الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤٠ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
حضرت عز و جل در وقتى كه محمد خاتم الرسل بسدرة المنتهى رسيد وحى باو فرستاد و با آن نبى الامجاد گفت و شنود بسيار نمود پس مقام آن نبى معبود در آسمان و نامش محمود است و در نزد سدرة المنتهى العرش مذكور است و مشهور صاحب تفسير جوامع الجامع در تفسير مذكور ذكر و بيان نمود كه سدرة المنتهى درخت نبق يعنى سدر است كه در بالاى آسمان هفتم در جانب راست عرش اعظم واقع است و ميوه ء آن بعينه مثل قلال بلد هجر است و هجر نام شهريست در ولايات شام و ميوه ء آنست در آن شهر كه آن را قلال گويند بغايت شاداب و لذيذ و شيرين است و اوراق آن شجرة المنتهى مانند گو ؟ ؟ ؟
فيل است و سايه آن درخت ممتد بمسافت سير راكب سريع السير است كه در عرض مدت هفتاد سال ساير باشد و منتهى موضع نهايت ظل آن درخت است و هيچ احد از آنجا درنگذرد بغير علم ذات ايزد واحد و علم اعيان انبيا و ملائكه و غيرهم از آنجا درنمىگذرد و هيچ كس بغير ذات ايزد تعالى و تقدس بحقيقت ما وراء سدرة المنتهى مطلع و مخبر نيست و بعضى گفته اند كه ارواح شهدا بسدرة المنتهى ميرسد و گروهى ديگر را اعتقاد آنست كه همين سدرة المنتهى شجره ء طوبى است كه آن در منتهى جنت است ، يهودى گفت :
يا على قادر منان محبت موسى بن عمران در دل فرعون كه دشمن ايشان و ساير بنى اسرائيل بود انداخت چنانچه مشهور است . امير المؤمنين على عليه السّلام گفت يا يهودى آنچه گفتى چنان است ليكن آنچه بحضرت صلَّى الله عليه و آله اعطا شده ازيد و افضل از آنست زيرا كه اگر خداى تعالى محبت موسى