الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٤٢ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
مىنمودند و اينكه حضرت عز و جل تلطف و احسان بيرون از حد و بيان و وصف نسبت بوالده ء آن نبى الاشرف نمود و نام نامى و رسالت آن رسول گرامى را باو اعلام فرمود از فضل منزلت و رتبه ء درجت آن حضرت در نزد خالق البريت بود چنانچه در عالم رؤيا و منام بآن ساجده ايزد علام اعلام نمودند كه آنچه در شكم تو مودع و مستقر است آن سيد خلقان و نبى الانس و الجان است هر گاه آن حبيب اله از تو متولد گردد آن حضرت را مسمى بمحمد گردان كه او محمود و پسنديده ايزد منان است پس خداى بحق اسم آن رسول صادق را از اسماى لايق خود مشتق گردانيد پس ايزد معبود محمود آن برگزيده ء خداى واحد محمد است يكى از فصحاى شعراء عرب اين بيت پسنديده در مدح سيد البريه فرمود : شعر < شعر > قد اشتق من اسم المهيمن اسمه فهذاك محمود و هذا محمّد < / شعر > يهودى گفت : يا على حضرت واهب سبحان موسى بن عمران را با نشان واضح و عيان بسوى فرعون و هامان و ساير قبطيان ارسال گردانيد و عتو و عناد آن متمرّدان بر همگى افراد بنى نوع انسان بواسطه ء شهرت - احوال آن طاغيان واضح و روشن و لايح و عيان است حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : يا يهودى اگر خداى بيچون موسى و هارون عليهما السّلام را به يك فرعون ارسال داشت حضرت محمد مصطفى عليه صلوات رب الأرض و السماء را بسوى فراعنه ء خارج از حد حصر و احصاء ارسال داشت مثل ابى جهل بن هشام و عتبة بن ربيعه و شيبة لئام و ابو البخترى و نضر بن الحرث و ابى بن خلف و نبيّه و منبّه پسران حجاج و بسوى پنج نفر ديگر كه ايشان استهزاء