الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٥
جماعت تبديل و تغيير و آنچه جارى مجراى آنست نمودند هر آينه اين مقدمات بطول انجامد ليكن وجه وجوب بعينه و حرمت آن ظاهر گردد كه اظهار آن از مناقب اولياى ملك تعالى و از عيوب و مثالب اعداى اين طايفه بيحياست و اما قول خداى تعالى : * ( وَما ظَلَمُونا وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * ذات مبارك ايزد تعالى و تبارك اجلّ و اعظم و ارفع و اكرم از آنست كه جور و ظلم و حيف و ستم بر هيچ احدى از امم نمايد اما حضرت واجب تعالى امناى شرع و دين را بر خلق بنفس خود قريب و قرين گردانيد و خليفه وقت را بر جلالت قدر اين طايفه در نزد حضرت آله واقف و آگاه گردانيد و برو واضح و معلوم نمود كه ظلم ايشان بر خلقان ظلم حضرت واحد سبحانست نسبت به خلقان چنانچه فرمود و ما ظلمونا ببغضهم اولياءنا يعنى هر چند منافقان اظهار بغض عداوت نسبت باولياى ما نمايند و معونت و مدد اعداى اولياء در ظلم و ستم بر اوليا و احباء نمايند ما بر آن جماعت ظلم نكنيم بلكه ايشان ظلم و ستم بر نفس خود نمايند چه ايشان بوسيله ء اين حركت محروم از رحمت ربّ العزت و مأيوس از بهشت عنبر سرشت گشتند و بر خود خلود و ابود بنيران واجب و عيان گردانيدند .
و اما قول حضرت ايزد تبارك و تعالى در آيه ء وافى هدايه * ( إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ ) * آنست كه حضرت واهب متعال عزايم شرايع دين و آيات فرايض را در اوقات مختلفه شهور و سنين انزال و ارسال نمود چنانچه ايزد علام خلق - سموات و ارضين بالتمام در ساعات ستة ايام فرمود :
و اگر اراده ء كامله و مشيت شامله او تعلق در ايجاد و خلقت آن در