الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٣ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
از آن دست دعا بدرگاه عز و جل برداشت و گفت بار خدايا براى هر نبى مرسل دلالت واضحه برسالت او ظاهر گردانى براى من نيز قدرت خود را ظاهر نماى اين بگفت و سوار شد و اسب بر آن بحر راند ساير عساكر به رفاقت و موافقت آن رسول ايزد قادر اسبان و شتران در آن بحر راندند چون از آب گذشتيم اصلا سم اسبان و اخفاف شتران تر نبوده چون از آنجا مراجعت نموديم فتح كرديم . يهودى گفت :
يا على حضرت موسى از ايزد تعالى سنگى يافت كه چون ضرورت شدى و آب خواستى با تكه ء عصا بآن سنگ زدى دوازده چشمه بعدد اسباط بنى اسرائيل از آن حجر منفجر شدى و چون هر سبطى بقدر احتياج از آن عيون برداشتندى باز آن حجر خشك گشتى . صاحب تفسير جوامع الجامع ابو على الطبرسى رحمة الله عليه در تفسير مذكور ذكر كرده كه حضرت موسى عليه صلوات الملك الاكبر آن حجر را از جبل طور با خود باشاره ء رب غفور همراه آورده و آن مربع بود و چهار روى داشت از هر روى سه چشمه آب خوشگوار بيرون آمدى كه مجموع دوازده چشمه باشد براى هر سبطى چشمه ء روان گشته بجائى كه خانه و موطن آن سبط بودى آن جدول بآن محل رفتى و ايشان و انعام و ساير حيوانات متعلقه بآن سبط از آن چشمه تشرب مينمود .
يهودى گفت يا على :
اين معجزه براى هيچ پيغمبر نبود امير المؤمنين على عليه السّلام گفت مقدمه ء حجر موسى ( ع ) مذكور و مشتهر است اما براى محمد صلى الله عليه و آله و سلم اعطا از آن افضل حضرت عز و جل مقرر و معين فرمود زيرا كه