الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩١
هر گاه عمل بنده صالح و خالص بود قول و كلام او مرتفع به خدمت ايزد علام گردد .
ابن الكواء گفت يا امير المؤمنين خبر ده مرا از قوس قزح حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
مادرت بمرگ تو گريان باد قوس قزح مگوى زيرا كه قزح اسم شيطان است و قوس الله گوى هر گاه بامر حضرت اله آن ظاهر گردد ارزانى و فراوانى بسيار در ميان اهل روزگار بهم رسد . ابن الكواء گفت :
يا امير المؤمنين مرا به حقيقت مجره ء آسمان خبر ده حضرت امير متقيان گفت اين شرح در آسمان است و شرج كهكشان را گويند و آن امان اهل زمين ، از غرق و غير آنست و از آن خداى سبحان غرق قوم نوح بآب طوفان نمود ابن الكواء گفت : يا امير المؤمنين ( ع ) سياهى كه در قمر بيّن و ظاهر است آن چيست ولى ايزد داور فرمود : كه ( الله اكبر الله اكبر الله اكبر ) اين مرد كور و بيدل بىبصر مسايل كورانه ميپرسد اى ابن الكواء نشنيدى كه واجب تعالى شأنه در قرآن ميفرمايد :
كه * ( وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً ) * يعنى شب و روز نشانه و آيات ايزد يگانه است چون آيه ليل را محو گردانيم آيه روز را بواسطه ء ابصار اهل بصيرت ظاهر گردانيم ؟ گفت :
يا امير المؤمنين ( ع ) مرا خبر ده از اصحاب سيد البشر امير المؤمنين حيدر فرمود اصحاب آن سرور بسيار است از كدام اصحاب آن رسالتمآب سؤال مينمائى ؟ ابن الكواء گفت : يا امير المؤمنين ( ع ) مرا خبر ده از ابو ذر الغفارى رضى الله عنه ولى ايزد بارى گفت كه : من از حضرت رسول واحد