الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣١٦ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
على ( ع ) آمده بعد از عرض فدويت و نيكو بندگى گفت : يا على مرا از خداى تعالى خبر ده كه آيا شما در هنگام بندگى و عبادت ايزد علام او را مىبينيد ؟
حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در جواب گفت : من آنچنان كسى نيستم كه آن را بندگى نمايم كه او را نبينم ، و خداى ناديده را هرگز عبادت ننمايم چون سايل اين كلام از آن امام الانام استماع نمود گفت :
يا مولا ، چگونه ديدى خداى تعالى را ؟
حضرت شاه ولايت گفت : ويحك ، يا فلان ، ايزد تبارك و تعالى و تقدس بمشاهده عيان بچشم خلقان مرئى نگردد ، ليكن او را بديده ء عقل و دل به حقايق ديدم معروف و مشهور بدلالات منعوت و موصوف به علاماتست بىشبهه و التباس ايزد تبارك و تعالى بمقياس قياس و مدرك بحس حواس نه گردد .
چون سايل اين جواب از حضرت ولايتمآب شنيد از موطن و مقام كه آمده بود مراجعت و معاودت نمود و تلاوت اين آيت ميفرمود كه :
* ( الله أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَه ) * ( آيه ١٢٤ سوره انعام ) مروى و منقول است كه : شخصى از احبار يهود با كمال علم و فراست بود بعد از دخول مدينه و تعيش جويا از حال خليفه ء رسول داور ابو بكر گرديد و گفت :
يا شيخ توئى خليفه ء رسول كه پيغمبر اين امت بود ؟
گفت : بلى .
آن يهودى گفت كه : ما در تورات موسى ديديم و از علماء كتب سابقين