الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٥٨
كه آن را بغير الله تعالى و رسل و انبياء و حجج ايزد تعالى در زمين هيچ احدى بر حقايق آنها عارف و دانا نيست بواسطه ء آنست كه حضرت ارحم الراحمين عالم بود بر آنكه مبدلين در كتاب ايشان احداث امر كبار از روى ظلم و كين در باب اسقاط اسماى حجتهاى دين از قرآن رب العالمين نمايند و بر امت آن امر را ملتبس گردانند تا آن جماعت اعانت ارباب بدعت بر بطلان و غوايت نمايند لهذا ايزد تبارك و تعالى برموز آنها مذكور و دلهاى آن طايفه و ابصار ايشان را كور گردانيد تا آنكه اين آيات و غير اين آيات ، از خطاب كه دلالت دارد بر آنچه آن طايفه احداث آن در قرآن از روى تبديل و تغير آن نمودند و حضرت عزيز وهاب اهل كتاب را كه اقامت بقرآن و عالم بظاهر و باطن آناند آن جماعت را از شجره ء طيبه من شجرة * ( أَصْلُها ثابِتٌ وَفَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها ) * گردانيد يعنى اين علم حضرت علَّام الغيوب در اذهان كه از جميع ارجاس عيوب مبرّا و معرا و بتحليه صدق و صفا مزيّن و مصفى بودند و قدرت تحمل و برداشت اين علم در وقت بعد از وقت داشتند ظاهر و بيّن و مقرّر و ممكن دانيد و اعداء اين اولياء اصفياى ربّ العلى را از اهل شجره ء ملعونه كه همّت خود بر اطفاء * ( نُورَ الله بِأَفْواهِهِمْ وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * داشتند گردانيد و اگر منافقين لعنة الله عليهم اجمعين آنچه از نقص و عيب كه براى ايشان مقرّر است در دار آخرت از محاذى صدق مطاوى اين آيات كه در قرآن واهب العطيات ترك كرده اند مطَّلع ميگشتند هر آينه اسقاط و اخراج تمامى اين آيات كه من تأويل و تفسير آنها براى تو واضح و هويدا گردانيدم با آنچه از قرآن از