الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٦ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
ولادت با سعادت آن رسول آخر الزمان از لمعان نور ايشان منور و تابان بلكه مانند روضه ء رضوان و بوستان جنان گرديد تا آنكه كفره ء جن و انس و شياطين لعين متفزّع گشته غمگين شدند و گفتند : البته در زمين حادثه صادر و سانح شده و افواج ملائكه در آن شب صعود و نزول از ميمنت قدوم مسرّت لزوم رسول مىنمودند و تسبيح و تقديس ايزد مقدس ميفرمودند و نجوم نيز در آن شب بعضى متساقط و بعضى مضطرب بودند و آن همه علامت و نشان ميلاد آن حضرت بجهت سكنه هاى تمامى امصار و بلاد بود و چون قبل از ولادت آن صاحب سعادت شياطين ملاعين را قدرت و قوت سير و سياحت تا آسمان سيم بود ابليس پر تلبيس بواسطه ء رؤيت و مشاهدت آن عجائب حادثه با شياطين قصد سير سموات ثلثه و استماع و استمزاج علَّت ، وقوع آن حادثه نمود هنوز بآسمان اوّل نرسيده بود كه بحكم ايزد معبود آن لعين با ساير تبعه ء ملاعين خود از سير عروج و صعود سموات ممنوع و مردود گرديد و از جلالت رتبه ء نبوّت و رفعت پايه ء رسالت آن حضرت از روز ولادت تا قيام قيامت از صعود سموات و استراق سمع و دزديده شنيدن اقوال ملايكه رب العزة محروم و مأيوس گرديد . صاحب تفسير جوامع الجامع در تفسير مذكور ذكر و بيان نمود كه شياطين تا ايام تولَّد عيسى بن مريم در صعود و عروج سموات ممنوع نبودند و پيوسته آن ملاعين بعد از عروج استراق سمع از ملايكه سكنه ء سموات سبعه نموده مراجعت بارضين مينمودند و بروايت ابن عباس رضى الله عنه چون عيسى ( ع ) متولَّد گرديد شياطين از صعود سموات سبعه و استراق سمع از ملايكه اعلى محتجب و ممتنع شدند الا از سه