الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٤ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
احسان فهم و حلم و حكمت نمود و آن نبى عزيز را معزز و مكرم فرمود مع هذا آن حضرت چندان گريست كه اطراف چشم ايشان بر مثال جويهاى آب روان بود با آنكه صاحب ذنب و عصيان نبود پيوسته محزون و نالان بود و مدام در صوم وصال و در بندگى ايزد متعال اشتغال داشتى و بغير رضا و اطاعت رب العزّت شيوه نداشتى . اى عزيز صوم وصال عبارت از صوميست كه چون روز صوم بآخر رسد اصلا ميل بغذا ننمايد و روز ديگر پيوسته بآن نيت روزه كند خواه سه روز چنين كند يا بيشتر و اين در شرع انبياى سابقه جايز بود امير المؤمنين على گفت :
يا يهودى آنچه در باب زهد يحيى و نبوت و تقوى آن نبى ايزد تبارك و تعالى بيان نمودى چنانست اما آنچه حضرت عز و جل بمحمد خاتم ، الرّسل احسان و اعطا نمود از آن افضل بود زيرا كه يحيى در زمانى بود كه ايام جاهليت و احيان بتپرستى نبود اما حضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از رب العزّت فهم و حكمت در ايام صبوت فيما بين عبده ء اوثان و احزاب شياطين يافته هرگز در ايّام اعياد و سرور و ازمان جشن و حضور ايشان اصلا ، رغبت و ميل بآن طوائف ننمودى و بسرور و نشاط آن جماعت خوش حال و مسرور نگشتى و رغبت بآن طايفه وخيم العاقبه نفرمودى و هرگز دروغ بآن كفره ء لئام آن نبى العلام نگفتى زيرا كه آن نبى كريم پيوسته امين و صادق و حليم بودى و آن نبى ايزد متعال در هفته و اقل و اكثر در صوم وصال بودى جمعى به عرض آن حضرت معروض گردانيدند كه يا رسول رب العزه چرا متحمّل اين شدايد و مشقت ميگردى و از شما وزر و خطيئت صادر و سانح نگشته تا بوسيله ء