الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩ - ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبى بكر و عمر
مردمان اين سخنان از أمير مؤمنان شنيدند أكثر متفرّق گشتند و بعضى منكر أبو بكر شدند و گفتند : و الله بحقّ خداى خالق كه على عليه السّلام درين كلام صادق است امّا على عليه السّلام چون كلام صدق التيام باين مقام رسانيد از مسجد النّبىّ عليه الصّلوة و السّلام متوجّه مسكن و مقام خود گرديد ليكن حضرت فاطمه عليها السّلام داخل مسجد پيغمبر شد و مشتغل بطوف سيّد الأنام گشت و در هنگام طواف قبر پدر عاليمقام متكلَّم باين كلام درّ انتظام گرديد :
< شعر > ما به فقدان تو مانند زمين تشنه ايم كو ز فيض ابر احسان تشنه ماند سالها خود تو بودى ماه و خورشيد از براى أهل بيت چون تو رفتى رفت نور ما بچندين سالها بهر تو آمد كتاب از حضرت يزدان حقّ ليك بهر عزّت ما اندرو تمثالها بود جبريل أمين مونس براى اهل بيت گه به آيات كلام گاهى از أحوالها چون تو گشتى غائب از ما جمله خوبى دور شد ما چنين تنها و بيكس مانده اندر نالها قوم بعد از تو خللها كرده اند در دين تو خود تو شاهد باش و ناظر هم آن أفعالها قوم بعد از تو همه انبار كذبند و غلول گر تو بودى حاضر اينجا كى شدى اين قالها بهر استخفاف ما روها ترش كردند قوم چون شدى غائب تو كردند غصب حقّ و مالها < / شعر >