الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٠ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام با جمعى بسيار از مهاجر و أنصار
حضرت شيخ المرسلين نوح عليه السّلام بكشتى رفت همان نور در صلب او بود و در هنگامى كه حضرت خليل الرّحمن ( ع ) را در آتش انداختند اين نور در صلب او بود ، پيوسته حضرت خالق البرّيت از أصلاب كريمه زاكيه به أرحام طاهره بسوى أصلاب كريمه انتقال مىنمود از آباء و امّهات كه هيچ أحدى از آنها هرگز بزنا متولَّد نشدند .
در آن زمان أهل سابقه و أهل بدر و أهل أحد هر سه طايفه گفتند : حقّا چنين است و ما همين نوع از حضرت سيّد المرسلين شنيديم .
باز حضرت ولىّ ايزد كار ساز حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام - گفت : شما را قسم ميدهم بخداى تعالى كه آيا ميدانيد كه من پيشتر از تمامى امّت ايمان بحضرت رسول آخر الزّمان آوردم ؟
گفتند : بار خدايا بلى .
گفت : شما را قسم ميدهم بخداى تعالى كه آيا ميدانيد كه حضرت عزّ و جلّ در كتاب خود كه بخاتم الرّسل ارسال و انزال فرمود تفضيل سابق در اسلام و ايمان و علم و عرفان بر مسبوق آن نمود و هيچ أحدى از امّت در اسلام و ايمان تقديم و سبقت نگرفته چنانچه در آيه ء قرآن مذكور و عيان است ؟
گفتند : كه بار خدايا نعم چنين است .
گفت : شما را بحضرت خداى عالم قسم ميدهم كه آيا ميدانيد كه بواسطه ء اين آيت نازل گشته * ( وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَالأَنْصارِ ) * * ( ، وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ) * .
از حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم سؤال كردند كه اين آيه در