الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٥ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
گفت : قسم ميدهم شما را بخداى ايزد عالم كه آيا در ميان شما كسى هست كه زوجه ء او سيّده ء نساء العالمين بود غير از من ؟ گفتند : نه .
گفت : قسم ميدهم شما را بخداى تبارك و تعالى كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه فرزندان او فرزندان رسول خداى منّان بود بغير از من ؟ گفتند نه .
گفت : شما را قسم ميدهم بخداى ايزد عالم كه آيا در ميان شما كسى هست كه ناسخ قرآن را از منسوخ آن مثل من داند ؟ گفتند نه .
گفت : پس شما را قسم ميدهم بخداى واحد علَّام كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت ايزد قادر رجس را از او دور ساخته و او را پاك مطهّر گردانيده بغير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم سوگند ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه جبرئيل أمين را بر مثال دحيه ء كلبى ديده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم است كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه در حالت ركوع زكاة بسايل داده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم است كه آيا در ميان شما كسى هست كه حضرت نبىّ ايزد تعالى و تبارك دست مبارك بر چشم او ماليده و بعد از شفاء عين و صحّت رسول آخر الزّمان در روز خيبر رايت أهل اسلام باو احسان و انعام نموده باشد غير از من ؟