الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
فرصتگاه مطامع شما في الحقيقه در همان مقرّ سقر مقرّر بود چنان مقامى را محلّ آرام و موطئ أقدام خود ساختيد و مشرب شما مكانى بود كه شتران و ساير حيوانات از آن راه بمشارب و آرامگاه خود ميرفتند ، و سرگين و بول در آن آب منجلاب مىانداختند شما از آن آب نوشيديد و در كمال ذلَّت و خاكسار و بغايت خسّت و سوگوارى بوديد بعد از آن تلاوت اين آيت جلالت پايه فرمود كه : * ( تَخافُونَ أَنْ يَتَخَطَّفَكُمُ النَّاسُ ) * و پيوسته خايف و هراسان ، و متوهّم و ترسان بوديد كه مبادا مردم ساير أطراف و جوانب روى بشما آرند و شما را از موطن أصلى و مسكن جبلَّى اخراج نمايند آنگاه گفت :
* ( فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها ) * ، پس شما را بوسيله ء ارسال وجود وافر السجود حضرت نبىّ المحمود از ذؤبان عرب و مرده ء أهل الكتاب صيانت نمود نگاه داشت .
بعد از آن بضعه ء نبىّ الانس و الجانّ تلاوت اين آيه نمود كه * ( كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا الله ) * الآيه .
يعنى : هر گاه آن طوايف مخالفين از مرده ء أهل كتاب و منافقين و مشركين آتش فتنه ء حرب برمىافروختند حضرت كريم آله آن آتش افروخته را بنوعى از أنواع احسان فرو مىنشاند و در هر زمان كه شيطان بتقويت ، و اعانت متابعان شاخ خود بيرون كردى مشركان از روى مسرّت و ابتهاج - دهنهاى خويش ميگشودند و اظهار شوكت و حشمت مينمودند .
برادر آن نبىّ العجم و العرب علىّ بن ابى طالب ( ع ) آرزو و هوسهائى كه آن طوايف در سويداى ضماير و خواطر مكنون و مستتر كرده بودند معدوم ميگردانيد مع هذا بآن ممنوع و منزجر نگشتند تا آن زمان كه جناح آن طايفه را از