الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨١ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
مرا بآن واقف و عالم ميگردانيد و چون مكث آن حضرت به آن موضع و به آن شغل و فعل ديرتر مىشد من چون مفارقت آن رسول خداى عز و جل را اصلا متحمل نتوانستم شد و يك ساعت در مفارقت قدرت مصابرت نداشتم البته بر اثر آن سرور ميرفتم چون بدر دولتخانه نزديك شديم گفت :
يا على امشب در خانه ء عايشه ميباشم و بسعادت متوجه آن محل شد و من بخانه فاطمه الزهراء عليها السّلام آرام و مقام كردم و با حسن و حسين خندان و شادان بوديم و چون اندك زمان منقضى شد بخاطرم چنان رسيد كه بخدمت آن نبى انس و جان روم و از او خبر يابم ، برخاستم و به در خانه ء عايشه رفتم و در كوفتم ، عايشه بعقب در آمد و گفت :
كيست اينكه در زد ؟
من گفتم : منم على .
او گفت : كه حضرت نبى الحامد الحال راقد است .
من برگشتم باز با خود گفتم : كه هر گاه حضرت حبيب الله راقد باشد عايشه چون در ميان سراى بود و چرا در خدمت آن حضرت نبود باز مراجعت بدر دولتسراى نبى الرحمه نمودم و در كوفتم ، عايشه گفت : كيست اين ؟
گفتم : منم على .
گفت : رسول رب العزت به حاجت مشغول است ، من بناء على هذا برگشتم و از كوفتن در شرمنده شدم ، ليكن من چون صبر در مفارقت آن سرور در سينه و در دل نداشتم لهذا كره ء ثالثه برگشتم و بسرعت تمام خود را به در خانه ء آن سيد الانام رسانيده در اين مرتبه ء سيم در را بغايت محكم كوفتم ، باز