الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥ - فصل ذكر بيان كتابت أمير المؤمنين حيدر بابى بكر بعد از منع فدك از بنت خير البشر و رسيدن سخنان منكر از مشار اليه بآن سرور
ما و شما از حضرت ايزد تبارك و تعالى نازل نشدى بيقين اليوم ما و شما از دست أمير المؤمنين از جمله ء مقتولين بوديم زنهار و الف زنهار چون اين مرد را با تو هيچ كار و در صدد انتقام و آزار شما نيست بايد همين معنى را غنيمت دانى و دست از آزار او بازدارى و خود و ما را بمضمون : * ( وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) * در مظانّ مهالك و مكان هالك ميارى ، بيت :
< شعر > من آنچه شرط بلاغست با تو ميگويم تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال < / شعر > زنهار بقول خالد وليد مغرور نگردى زيرا كه او مرد قتل على نيست به خداى عالم قسم است كه اگر خالد وليد را على أيمن گردانيده بقتل خود بخواند او را قدرت اراده ء قتل على نخواهد بود و اگر اراده كند اوّل كسى كه به قتل خواهد رسيد خالد وليد است چه على از أولاد و أمجاد عبد مناف و زبده و خلاصه ء آن دودمان بىلاف و گزاف است كه آن طايفه چون بحركت و هيجان آيند چنان بهيبت و صلابت در نظر أبطال رجال درآيند كه هيچ أحدى از او به قاتل قتال بلكه قدرت تصوّر جدال با آن طايفه أهل شجعان و أبطال در هيچ محالّ ندارند و اگر كسى حركت ناپسند نسبت با آن جماعت ارجمند بظهور آرد چون رجوع بايشان نمايند و بايشان تشفّع كنند بيقين از جرائم ناپسند بگذرند و بعد هذا هرگز بر سر ذكر و بيان آن نروند لا سيّما ابن أبى طالب كه أذنابش أكبر و سنامش أطول و هامه اش بيگزاف أعظم از تمامى أولاد عبد مناف است .
بر عارف نكته دان بمطاوى صدق محاذى سخنان ظاهر و عيانست كه أذناب أكبر كنايه از طول تيغ و سنان و ساير آلات ضربست و سنام أطول كه عبارت از بزرگى كوهان و ظهر است و اين كنايه از تحمّل و بردبارى آن