الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٤ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) در اعتذار آنكه با جماعت سابقين كه دعوى امارت و خلافت كردند مقاتله و مجادله ننمود و با متأخرين از طوايف ناكثين و قاسطين و مارقين به جهت بغى و خروج ايشان قتال و جدال نمود
چندان حرب و قتال نمائى كه ملاقات بمن فرمائى در حالتى كه شمشير تو منقطر از دماى كافر و مخالف امر حضرت ايزد اكبر باشد ، چون حضرت نبى الأكرم كلام با حضرت امير المؤمنين ( ع ) باختتام رسانيد ، بطرف من ملتفت گرديد و فرمود :
اين آزردگى اندوه تو چيست ؟
گفتم : يا رسول الله از اينكه مرا از دخول خانه منع و ردّ نمودى و رخصت نفرمودى .
فرمود : و الله بخداى عالم قسم است كه من رد تو ننمودم الا از واسطه ء امرى از خداى تعالى و رسول او وقتى كه تو آمدى جبرئيل در پيش من بود و مرا از امورى كه بعد از من احداث خواهد شد اخبار مىنمود و مرا امر فرمود كه حضرت امير المؤمنين ( ع ) را به آن وصيت نمايم ، اى ام سلمه تو نيز بشنو و شاهد شو كه اين على بن ابى طالب به حكم ايزد واهب وزير من در دنيا و آخرت است .
يا ام سلمه بشنو و گواه باش ، كه على ابن ابى طالب وصى و خليفه من است بعد از من و قاضى دين و راضى دين من و مانع جمعى غير محق از حوض منست .
يا ام سلمه بشنو و گواه باش كه : اين على بن ابى طالب ( ع ) سيد و سرور مسلمين و امام متقين و قايد غر المحجلين و كشنده ء جماعت ناكثين مارقين ، و قاسطين است .
گفتم : يا رسول الله ناكثين چه جماعتاند ؟