الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣٢ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
ضم و جمع ميكردند آنگاه دست انداخته سهمى از آن سهام بيرون مىآوردند ، اگر سهم كه امرنى ربى بر آن مكتوب بود برآمدى بر آن امر قيام و اقدام مينمودند ، اگر سهمى برآمدى كه بر آن نهانى ربى مرقوم بودى دست از آن فعل بداشتندى و اگر سهام خالى از كتابت برآمدى باز دست انداخته سهمى ديگر بيرون مىآوردند بهمان دستور كه مذكور شد و اگر بعضى از آن سهم كه اخراج نمودند لفظ امرنى و بعضى ديگر بهانى بودى تا سه سهم مىآوردند و بر اكثر آن عمل مينمودند و اين فعل و عمل تا زمان حضرت پيغمبر آخر الزمان ممتد و مستمر بود و آن سرور بحكم ايزد داور از آن نهى و زجر نمود .
يهودى گفت : يا على ابراهيم عليه السّلام در هنگام كه نمرود او را بآتش انداخت ايزد علام آن حضرت را بسه حجاب از نمرود محتجب نمود ، امير المؤمنين على عليه السّلام گفت :
يا يهودى آنچه در باب خليل رب جليل گفتى خلاف در آن بيان نيست ، اما در هنگامى كه مشركين عرب اراده قتل حضرت محمد صلَّى الله عليه و آله و سلم نمودند حضرت ايزد واهب آن حضرت را بپنج حجاب محتجب گردانيد و آن را وسيله و سبب صيانت آن صاحب حسب و نسب و نبى العجم و العرب نمود ، پس سه حجاب رسول جميل در برابر حجب ثلثه ابراهيم خليل باشد و دو حجاب وسيله فضل و زيادتى حضرت رسالتمآب بر آن نبى المستطاب خواهد بود و خداى عز و جل در كتاب منزل بحضرت خاتم الرسل صفت حجب امر محمد بر وجه اتم و اكمل مينمايد چنانچه ميفرمايد كه :
* ( وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا ) * ، و اين حجاب اول است ، * ( وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا ) * و اين حجاب ثانى است ، * ( فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ ) * ، و اين حجاب ثالث است