الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥٥ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين ( ع ) بر خوارج در وقتى كه آن حضرت را بر تعين حكم ملجأ گردانيدند
حجتى است از براى شما و از آن دعواى ما بيرون آمديد آنگاه حضرت ولى الله فرمود كه : آنچه گفتيد كه ترا شك در نفس خود بود كه بحكمين فرموديد كه شما نظر در حق معاويه و ما نمائيد چنانچه معاويه احق از ما باشد او را بر امر ولايت ثابت و مستقر گردانيد ، و اگر من اولى و احق بولايت و خلافت امت باشم مرا مثبت و مستمر دانيد ، اين كلام من نه از روى شك و عدم اطلاع بر أحقيت خود بر معاويه و ساير أنام بود ، بلكه محض از روى انصاف در قول و فعل بود چنانچه حضرت واجب الوجود فرمود كه :
* ( وَإِنَّا أَوْ إِيَّاكُمْ لَعَلى هُدىً أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * ، در آن محل و مأوى كه حضرت ايزد تعالى را هيچ شك نبود و بيقين عالم بود كه حضرت نبى المحمود بر حق است مع هذا چنين فرمود .
آن جماعت گفتند : اى على اين نيز دليل و حجت روشن از براى شما است در دفع اعتراض ما بعد از آن حضرت امام الانس و الجان فرمود كه آن چه گفتيد كه شما حكم ديگرى را مقرر داشتى و حال آنكه من در نزد شما احكم از تمامى مردم بودم بدانيد كه حضرت رسول ايزد مجيد نيز حكم غير خود را مقرر نمود و آن سعد بود در مقدمات بنى قريظه و حال آنكه آن رسول حضرت ايزد متعال احكم الناس بود ايزد تبارك و تعالى در باب اقتدا و اقتفاء به آن حضرت امر فرمود : كما قال سبحانه تعالى :
* ( لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ) * ( احزاب آيه ٢١ ) يعنى هر آينه تأسى و اقتداى شما برسول الله ( ص ) از صفات حسنه بلكه از امور لازمه است بناء عليه من اقتفاء و تأسى بحضرت رسول هاشمى