الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٦٢
از حضرت واجب عالم نمايند چنانچه فرمايد كه : * ( كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ ) * خداى عزّ و جلّ حقايق آن را درين آيه مفصّل بيان نمود چنانچه ميان خلق خود و وجه خود تفصيل فرمود :
كه بغير ذات و دين ايزد علام باقى موجودات بالتمام در معرض تلف و فنااند اما اظهار انكار تو در قول مبارك واجب تعالى و تبارك * ( وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ ) * الآية چنين نيست كه بواسطه اشتباه قسط و جور اولياء ايتام در اموال ايشان سبب نكاح نسوان مطلقا گردد و نيز همه زنان ايتام نيستند پس آن نيز از آن بابت خواهد بود كه پيشتر بواسطه ء تو ذكر كردم كه منافقين در قرآن حضرت ربّ العالمين تحريف و اسقاط نمودند . بر اصحاب دانش و ارباب بينش مخفى و مستور نيست كه در سبب نزول اين آيه خلاف و اختلاف بسيار است و آنچه مصنّف كتاب ابو على الطبرسى رحمة الله عليه در تفسير مجمع البيان ايراد و عيان گردانيد بعضى از آن را بعينه اين مترجم احقر ذكر بنمايد اينست كه اختلاف در سبب نزول و كيفيت نظم محصول و اتصال فصول آن مبنى و محتوى بر بيان اقوال است اوّل آن اقوال آنكه اين آيت در حق دختر يتيمه كه در حجر بيت ولى خود بود نازل گرديد چون ولى آن دختر را رغبت بسيار در مال و جمال آن يتيمه به هم رسيد خواست كه او را تزويج بدون مهر مثل نمايد لهذا آن ولى و ساير اولياء ممنوع و منزجر از ارتكاب مثل اين فعل و اقدام اين عمل گشتند و مأمور شدند بآن كه اگر نكاح امثال اين نسوان كنند بايد كه بمهر امثال ايشان عقد نمايند ، قول دوم آنكه اين آيت در حق مردى