الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤٣
وفات آن سرور مبين و ظاهر ميگرديد اوصياى خود ائمه اثنا عشر و اعيان اصحاب را مطلع خواهد بود ، و اما آنچه بلكه تمام صدور افعال خلاف مراد و مشيت ايزد تعالى كه از آن نجبا سانح و هويدا گرديد چنانچه حضرت غنى مجيد در كتاب لازم التمجيد كه بحضرت نبى الحميد منزل نمود حقايق فعل هر يك آن اعيان را مع اسامى سامى گرامى ايشان مذكور و عيان گردانيد ليكن جمعى كه ذنب و جرم ايشان و خطايا و آثام آن طايفه لئام بمراتب اعظم از آنچه از انبياى كرام عليهم سلام الله الملك العلام بانجام و انصرام رسيد كه كتاب مستطاب ايزد وهاب شاهد بظلم و جرم آن گروه عاقبت وخام است مع هذا خداى تبارك و تعالى بكنايه از ذكر اسماء آنها اكتفا نمود بواسطه ء آنكه در نزد فصحاى بليغ كنايه ادلّ دلالة و ابلغ از تصريح است در دلالت بر حكمت باهره و قدرت قاهره و عزّت ظاهره ربّ العزّت زيرا كه واجب تعالى عالم است بآن كه براهين انبياء در صدور و قلوب امم ايشان و در نظر محبّان آن انبياء و رسولان بغايت بزرگ و گرانست و عالم و واقفست كه بعضى از طوايف امم انبياى خالق البريه بعد از ملاحظه و مشاهده ء معجزه و آيت آن را حمل بر كمال علم و قدرت و عظمت شأن عاليشأن ايشان كرده آنها را بخداى پرستش و بندگى نمايند چنانچه بعضى نصارى ابن مريم عيسى عليه التحيّة و الثنا را خدا دانند پس ذكر آن جماعت از روى كنايه دلالت نامه بر تخلَّف و انحراف و جهل و اعتساف آن طايفه وخيم العاقبه از امر حضرت عزّ و جلّ عالم كامل متفرد در ذات و صفات دارد آيا گوش بقول غيب سروش حضرت ملك العلى آنچه در صفت مريم و عيسى ( ع ) فرمود نمينمايند كه چگونه از روى توبيخ