الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨١ - ذكر بيان احتجاج امام حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بر طلحه بن عبد الله و زبير بن العوام
شتران تشنه بر سر آب حوض كه بسينه و كوهان منع هجوم يك ديگر نمايند چنان بر سر من هجوم كرديد كه گمان من شد كه مگر بقصد قتل من آمديد يا بعضى شما بعض ديگر را مقتول ميگردانيد ، چون حال شما بدان منوال مشاهده كردم من نيز دست گشادم شما باراده و اختيار بيعت كرديد ، و بيشتر از همه شماها طلحه و زبير از روى طوع و رغبت و بغير اجبار و كراهت بر من بيعت كردند و اندك زمان بر عهد و پيمان لبث و درنگ نكردند ، بلكه در همان ايام و زمان از من طلب اذن براى عمره نمودند و خداى تبارك و تعالى عالم بود بر اينكه ايشان اراده حيلت و غدرت داشتند نه انصرام افعال عمره ، من چون آنها را بقصد و اراده هر دو اعلام كردم ، ايشان قسم بذات ايزد علام ياد نمودند كه خلاف بيعت نكنند و مرتكب بغى و غوايل امت نگردند ، و بر من عهد كردند من نيز تجديد عهد ايشان بر طاعت و متابعت گرفته آنگاه رخصت احرام و انصرام عمره بيت الله الحرام دادم ، همان كه بمكه رسيدند شروع در مخالفت نموده با من وفا نكردند ، نكث و نقض عهد اطاعت من نمودند مرا تعجب است در آن كه ايشان در ايام خلافت ابى بكر و عمر انقياد امر ايشان و اطاعت كردند ، الحال چون با من مخالفت مىنمايند ، من از آن دو كس در هيچ چيز كمتر نيستم و نيست اين تمرد و طغيان الا اغواى شيطان و اطاعت ايشان و اگر من بخواهم و اراده كنم كه در حق ايشان چيزى كه مشتمل بر خسارت دنيا و آخرت ايشان باشد ذكر نمايم هر آينه ميگفتم كه : اللهم اغضب عليهما ، و ظفرنى بهما : يعنى بار خدايا چون بر حقايق احوال افعال طلحه و زبير مطلع و