الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٢ - ذكر بيان احتجاج امام حضرت امير المؤمنين على ( ع ) بر طلحه بن عبد الله و زبير بن العوام
دانائى كه چه كرده اند ، ايشان را مغضوب و مخذول دار و مرا بر آن باغيان مظفر و منصور گردان .
روايت است كه آن حضرت در اثناى كلام سخن ديگر گفت چنانچه فرمود كه : اى معشر مردمان اين طلحه و زبير هيچ كدام از اهل بيت انبياء و ذريت رسول مختار نبودند كه چون مشاهده نمائيد كه خداى چون بعد از مدت مديد رد حق ما را نمود ، سالى كاملى بلكه ماه كاملى بر آن صبر نباشد في الفور شروع در اظهار حسد و كين نموده بر دأب ياران پيشين كه قبل از ايشان بودند كه بناحق تصرف در حق ما نمودند ، الحال اين دو نفر نيز اراده بردن حق ما و تفرقه ء مسلمانان از ما دارند ، بعد از آن بر آن باغيان دعاى بد كرد .
از سليم بن قيس ( ره ) مروى و منقول است كه : چون ملاقات حضرت امير المؤمنين على ( ع ) با اهل بصره در روز حرب جمل براى جنگ و جدل واقع شد ، آن حضرت زبير را در معركه ء مصاف ندا نمود كه بايد بميدان هريران درآئى و شجاعت و مردى خود بنمائى ، زبير بعد از فكر و تدبير بامداد طلحه و باتفاق او در برابر آن حضرت آمدند ، آن ولى حضرت اله گفت :
و الله كه شما هر دو ميدانيد و ادراك و علم شما از تعليم محمد و آل آن حضرت است ، و عايشه بنت ابى بكر نيز از تعليم حضرت سيد البشر مطلع و مخبر است ، كه از لسان صدق نشان رسول همچون همه اصحاب كه مثل شما نقض عهد و بيعت و نكث و بيان و متابعت اهل بيت آن حضرت كردند ، ملعون در آخرت خاسر و زبوناند .
پس از آن اين آيه را بيان فرمود :