الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٨٥
ولى الله انگشتان مبارك گشود و بر اسفل بطن مملوّ از علم و فطن خود گذاشت بعد از آن آواز برداشت و گفت : ( معشر الناس سلونى قبل ان تفقدونى ) يعنى اى گروه مردمان از من هر نوع سؤال كه در خاطر ضماير خود مستتر داريد قبل از آنكه مرا مفقود يابيد الحال نمائيد و اشاره بشكم بكمال علم خود كرده فرمود :
كه اين مكان علم و اين مقرّ لعاب رسول ايزد وهاب است كه مرا ، چشانيد چشانيدنى و چه چشانيدن كه از آن علم اولين و آخرين بوسيله ء اين عنايت و احسان بر من منكشف و عيان گرديد ، باز آن ولى ايزد بىنياز تكرار اين كلمات صدق سيماب ( سلونى قبل ان تفقدونى فانّ عندى علم الاولين و الآخرين ) نمود يعنى اى معشر الناس قبل از فقدان و عدم وجدان من از هر گونه مخفى و پنهان كه خواهيد از من سؤال نمائيد زيرا كه علم اولين و آخرين در نزد من واضح و مبين است بپرسيد هر چه خواهيد بعد از آن باين نهج قسم ياد نمود :
كه اما و الله بخداى عالم مرا سوگند است كه اگر براى مسند افاده ء و ساده براى استفاده بگذارند پس در هنگام كه من در آن مقام نشسته آرام گيرم و اصناف طوايف انام از امم انبياء و رسل سالفه عليهم السلام هر يك مطالب و مرام خود از كتب منزله آسمانى و مرقومه مرسوله ء عزيز سبحانى كه هر يك انبياى سابقين و رسل ايام پيشين نازل گشته سؤال نمايند هر آينه هر طايفه ايشان را بهمان كتاب كه مرسل بجهت انبياى ايشان است جواب و فتوى دهم چنانچه اهل توراة را بتورات ايشان و اهل انجيل را بانجيل