الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٣٤
و هرگز ميل رجعت و انابت بدين و ملَّت حنيف محمد ندارند ، و نيز از غير مخالف بلكه ارباب اسلام كه اهل فسادند اختلاف در مذهب ايشان دارند و بعض از ايشان لعن بعضى از صاحب مذهب و ملت ايشان كنند پس موضع كه رحمت عام براى همه ايشان كه بهر يك آن انام رسد كدامست و نيز در آيه ء كلام يافتم كه حضرت ايزد تبارك و تعالى نبى خود محمد مصطفى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را تفضّل داد بر ساير انبيا بعد از آن حضرت را باضعاف آنچه در كتاب خود برو تحيّت و ثنا نمود آزار و جفا بر آن حضرت نموده و انتفاص محل و عزت بلكه نسبت بدى بآن حضرت و سرزنش ايشان از روى عتاب و خطاب فرمود چنانچه هيچ نبىّ و رسول را بمثل آن خطاب و عتاب ننمود چنانچه خود ميفرمايد كه : * ( وَلَوْ شاءَ الله لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِينَ ) * و قول عزّ و جلّ است كه : * ( وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) * و قول حضرت ربّ العزتست * ( وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا الله مُبْدِيه وَتَخْشَى النَّاسَ وَالله أَحَقُّ أَنْ تَخْشاه ) * و در موضع ديگر ميفرمايد كه : * ( وَما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي وَلا بِكُمْ ) * ، و قول خداى تعالى * ( ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ) * ، و محل ديگر * ( وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناه فِي إِمامٍ مُبِينٍ ) * پس هر گاه اين اشياء در امام محصى باشد و او وصى نبى باشد پس نبى بطريق اولى ازين صفات دور و مهجور باشد از آنچه خداى تعالى در حقّ ايشان گفته باشد و اين همه صفات مختلفه و احوال متناقضه است بلكه امور بغايت مشكله است پس اگر كتاب حضرت ملك الوهاب و رسول او يعنى محمّد المستطاب حقّ باشند پس من بواسطه ء شكى كه خلجان خاطر منست هلاك