الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٨ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
از كثرت بكا و اندوه و عنا آن نبى الورى بود با آنكه حضرت عزيز وهاب آن نبوت مآب را ايمن از عذاب و عقاب گردانيده بود ليكن آن رسول مقدس اراده تخشّع و تخضع بحضرت واجب تعالى و تقدس نمود بلكه مطلب ايشان اشارت و ايماء مقتديان و مطيعان و اعلام محبان و پيروان ايشان بطريق عبادت و بندگى ايزد منان بود و آن پيغمبر با عز و اقبال بواسطه ء عبوديت حضرت مهيمن متعال مدت ده سال بر اطراف انگشتان ايستاده عبادت رب العزت كردى تا آنكه قدمهاى مبارك متورّم و سطبر و رنگ عذار گلنارش زرد و معصفر گرديد و در تمامى شب بجهت نماز و بندگى ايزد واهب متحمل شدايد ألم و در تعب بود چون حضرت رب الارباب آن رسالتمآب را بغايت متألم و در تب و تاب يافت از روى مرحمت و احسان عتاب و خطاب مستطاب نمود كه * ( طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ) * ، شيخ ابو على الطبرسى رحمه الله در تفسير جوامع الجامع از بعضى مفسرين نقل كرده كه كلمه ء طه امر رسول مجتبى صلَّى الله عليه و آله و سلم بود تا بهر دو قدم در هنگام اقامت بندگى حضرت ايزد عالم نمود چه آن نبى الامجد در وقت اداى نماز تهجد بيكپاى استقامت نمودى بناء عليه حضرت ايزد عالم امر محمد ( ص ) فرمود كه طى ارض بهر دو قدم نمايد لتشقى اى لتتعب يعنى اى رسول آخر الزمان ما انزال قرآن نموديم براى عمل باحكام آن نه بواسطه ء تعب و مشقت بود چه آن حضرت بنوعى كه مذكور شد در تمامى شب به واسطه ء بندگى ايزد واهب در مشقت و تعب بودى مع هذا آن نبى المستطاب چون بنماز شب اقامت نمودى بخوف آنكه مبادا خواب برو مستولى گردد ريسمان بر سينه بىكينه خود بستى و آن را بر بالاى سر مبارك بر جاى ديگر مستحكم