الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٣ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
انشاء و خلق چيزيست كه بيشتر نباشد ، و كلام عبارت از معنى قديم قايم به ذات نيست ، چه از اين تعدد قدما بلكه تثنيه ء اله لازم آيد جايز و رخصت نيست كسى را كه گويد حضرت واجب الوجود بعد از عدم موجود گرديد ، زيرا كه از اين لازم آيد كه صفات محدثات بر ذات فايض البركات خالق الارض و خالق السموات جارى و سارى گردد ، و ذاتش محل حوادث باشد و حال آنكه ميان ذات و صفات خداى عز و جل اصلا هيچ نوع فضل و دانش را بر صفات او كه عين ذات است فضل نيست چه اگر چنين باشد هر آينه صانع و مصنوع با هم مساوى و مبدع و مبتدع متكافى باشند خلاق على الاطلاق ايجاد خلق و خلايق بغير مثال از غير خود و استعانت در خلقت موجودات از احدى از افراد مخلوقات خود ننمود ، قادر متعال ارض به بهترين وضع و حال و امساك و محافظت آن نمود بغير اشتغال و ارساى آن بغير قرار دايم و اقامت ارض به غير قوايم و رفع آن بدون دعايم فرمود ، و حفظ آن از اود و اعوجاج و منع آن از كسر و انفراج و انسداد و استحكام آن باوتاد جبال راسيات و استفاضه چشمه ها و قنوات نمود ، و انشقاق انهار بىنهايات و بحار بىغايات در زمين جارى و مكين فرمود ، هر چه ايزد معبود بناى آن نمود آن را بىثبات سست ننمود ، و آنچه موجود نمود آن را قوى گردانيد بنده ضعيف بفرمود ، و حضرت ايزد اكبر در زمين بر سلطانيت و عظمت ظاهر است ، و براى زمين بعلم و معرفت باطن و به جلالت و عزت خود بر جميع آنچه در زمين موجود و كمين است ، مسلط و قادر متقين است ، و نيز حضرت رب العالمين از موجودات و مصنوعات او كه در زمين است قادر و غالب است و هيچ چيز را قدرت امتناع از اطاعت رب