الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٠١
بخلاف حكم او حكم نمايد و اجرا و امضاى حكم نامحكم او ننمايد : چنانچه سابقا اشاره بآن شد لهذا اگر بر غلط قاضى سابق مطلع گردد رفع و دفع آن ننمايد و اگر امر برو مخفى و مستتر باشد آن را پنهان نمايد و از معشر بشر كه ازو در فضل و هنر و در علم و خبر بيشتر باشد استفهام و استعلام ننمايد معاش و حيات او بر جهالت و موت او بر غوايت و ضلالت است و نيز آنچه نميداند معذرت نميخواهد بلكه خود را سالم از جهل و عالم بمعرفت و فضل داند با آنكه هيچ نميداند خونهاى اهل دنيا ازين كس بفرياد و فتاوى او در اولاد و مواريث در حزن و بكاء است از عدم فطرت و فهم و قلت فضل و علم و از كثرت جور و ظلم او فرج حرام حلال و بقضا و حكم او فرج حلال حرام و غير حلال است اموال مردم را بجور و ظلم و به تعدّى و ستم گرفته بغير صاحب آن مال رساند و بوسيله ء ارتكاب اين افعال و اعمال خود را داخل در سلسله ء عذاب و نكال ميگرداند :
مروى و منقولست كه آن حضرت بعد از بيان حقيقت حال آن ، دو شخص ضال گفت :
ايها الناس اى معشر مردمان طاعت و معرفت را پيشه خود كنيد و بشناسيد كسى را كه راضى بجهل نشود و بوسيله ء جهالت معذرت از امت نخواهد بلكه اعلم از تمامى امت و مرشد و هادى ساير بريت است ترا بدرستى و تحقيق علمى كه حضرت ايزد عالم بحضرت آدم عليه السلام اعطا نموده بدنيا فرستاد و جميع آنچه از فضل و كمال و علم و حال كه بتمامى انبياء و رسل تا خاتم المرسلين از حضرت رب العالمين رسيد همگى و تمامى آن را در عترت