الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٠٠
اقتدا و اقتفا نموده براى خود حكم ميفرمود : بهيچ وجه من الوجوه در دفع و رفع امور مشتبه ملتبسه سعى ننمود و از بسكه ملبس بشبهات گرديد مثل رشته ء خيط جاهلان و راكب شتر كور در بيابان و كليد شبه و گمان گشت بنوعى كه تمامى شبهات برو مفتوح گرديد زيرا كه هر كرا علم كم باشد هر چه برو وارد شود شبهه گردد چنانچه اگر كار صواب كند بواسطه ء عدم اطلاع بحقايق صواب و خطا پندارد كه خطا كرد زيرا كه او عالم و مطلع نيست بر آنكه آنچه ازو صادر و سانح شده صوابست يا خطا هر چند صواب باشد او را بوسيله ء عدم علم بحقيقت آن متوهم خطا است و اگر آنچه ازو بخير ظهور و بروز رسيد در واقع خطا باشد ايضا بواسطه ء عدم اطلاع بحقايق گاهى آن مترقب و مترجّى صواب آنست و پندارد كه صواب كرده پس رأس او مانند رشته ء عنكبوتست در ثبات و بقا و اعتبار و اعتنا و الله بخداى عالم مرا قسم است كه آنچه برو وارد ميگردد و ازو چيزى چند از روى جهل و نادانى مصدر ميگردد .
كه اصلا گمان علم ازو در هيچ چيز نيست و ظاهر حال او چنانست كه او را بغير آنچه آن را مذهب دانسته و بر آن عمل نموده و رأى آن مذنب ناطق بحق واقع و عيان نيست نعوذ با لله من هذا الرأى ، و اگر احيانا قياس چيزى بچيزى نمايد و در آن كار غلط ظاهر و آشكار باشد او اصلا تكذيب نفس ممتلى بآز و هوس خود از آن غلط نمىنمايد تا آنكه مردم توبيخ و تقريح او نكنند و نگويند كه او غلط در فتوى و عمل كرده نميداند و از مخالفت قاضى سابق ايمن نيست از آنكه قاضى لاحق همان معنى را مرعى داشته