الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦٥ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
گفت كه * ( آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْه مِنْ رَبِّه ) * حضرت رسالتمآب در آن هنگام از طرف خود و امت جواب مالك الرقاب فرمود كه * ( وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِالله وَمَلائِكَتِه وَكُتُبِه وَرُسُلِه لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِه ) * چون حضرت خاتم الرسل در آن محل اين كلمات مخالصت آيات ذكر نمود حضرت عزّ و جلّ براى آن حضرت و امت او ذكر مغفرت و جنت فرمود بشرط آنكه آنچه قبول آن نمودند بحيز عمل و ظهور آرند ، بعد از آن رسول آخر الزمان گفت بار خدايا چون اين احسان نسبت به من و امتان ظاهر و عيان گرديد پس ما را امت آمرزيده و مرجع و مآب ما را بسوى خود گردان چنانچه فرمود كه * ( غُفْرانَكَ رَبَّنا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ) * حضرت ايزد بصير در جواب سيد البشير و النذير فرمود كه ترا و امت ترا آمرزيدم ، بعد از آن حضرت واهب بىامتنان بحضرت نبى آخر الزمان گفت يا محمد چون شما قبول عمل آنچه درين آيه است با شدايد مشقت و عظمت آن نموديد و امت شما نيز اطاعت در اين امر كردند و من قبل از اين بانبياى پيشين و امم ايشان تكليف عمل باين آيه ء وافى هدايت نمودم قبول ننمودند و چون شما و امّت متحمّل اين همه شدائد و مشقت شديد بر من واجب و لازم گرديد كه سختى آن را از تو و امّت تو رفع نمايم پس آنگاه حضرت واهب آله فرمود * ( لا يُكَلِّفُ الله نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ) * يعنى حضرت عزيز لطيف هيچ احدى را تكليف بما فوق قدرت و قوّت البته ننمايد بلكه رب العزّه بقدر وسعت قدرت تكليف هر امت بعمل خير نمايد چنانچه فرمود كه * ( لَها ما كَسَبَتْ ) * يعنى از خير و نيكوئى * ( وَعَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ) * يعنى از شر و بدى زيرا كه بذريعه ء كريمه * ( فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه ) * بىشبه هر احدى بجزا و پاداشت و عمل خود از نيك و بد بآن رسد خواه قليل و خواه كثير ، و خواه معتبر و خواه قطمير حتى مثقال ذره از خير و شر جزاى آن بفاعل آن