الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
اختيار كرد و بزرگ گردانيد قبل از بعثت و ارسال ، و مسمّى برسول نمود پيش از اصطفاء و اختيار و آن حضرت را از روى تعطَّف و احسان و كمال موهبت بىپايان خود بواسطه ء ارشاد و هدايت خلقان فرستاد زيرا كه حقايق غيب بر خلايق مكنون و اين جماعت بواسطه ء ستر هول و خفاى آن مصون و بنهايت عدم و فنا بغايت مقروناند ، و چون ربّ غفور عالم بمراجع امور و علمش محيط بحوادث دهور و ذات واهب كامل الصّفاتش عالم و عارف بمواقع مقادير امور محصور است و امم را متفرّق در آبادان و مقبل و متوجّه بدركات نيران ، و متعبّد بعبادت أصنام و أوثان و همه ء خلقان را با علم و معرفت بحقايق صفات كمال ايزد سبحان منكر ذات قادر ديّان ديد .
فلهذا حضرت محمّد المصطفى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم را بواسطه ء اتمام و اعلام أمر خود بر امضاء و اجراى حكم مقدّر و اراده ء انفاذ امور مقرّر مبعوث و مرسل گردانيد تا بنور هدايت و ارشاد آن حضرت ظلمت كفر از كفّار و كشف كدورت و تيره گى قساوت قلب از دلهاى آن طايفه أشرار و عمق ضلالت از أبصار آنها متجلَّى گرداند ، و آن حضرت امتثالا لأمره تعالى و تقدّس به هدايت أصناف امم و بارشاد ساير مردم مشتغل گرديد ، و ايشان را از غوايت كفر و طغيان بسر چشمه ء هدايت و عرفان رسانيده ، و آن طايفه را از عمى و ضلالت متبصّر گردانيده همگى و تمامى عرب و عجم را هدايت بدين قويم و دعوت ، و ارشاد بطريق مستقيم نمود .
چون آن حضرت را شوق لقاى ايزد تبارك و تعالى بسيار دريافت حضرت واهب معبود ذات پرپسنديده ء آن نبىّ المحمود را بسوى خويش خواند ، و روح پرفتوح آن برگزيده ء ايزد سبّوح را قبض نموده ساكن چنان گرداند امّا