الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٨ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
هر گونه عذاب و عقاب در آخرت بواسطه ء گناه و خطيئت خواهى كرد استدعا و التماس از تو اى واهب العطيات آنست كه مرا معجلا در دار دنيا بآن بليه و عذاب معذب گردانى تا مرا در آخرت در حفظ ظل رحمت خود مستظل گردانيده به عذاب نوع عقوبت معاقب نگردانى . رسول ايزد تبارك و تعالى گفت :
فلان چرا بدين كلمات مستدعى و متكلم نشدى كه : * ( رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً . . . ) * * ( وَقِنا عَذابَ النَّارِ ) * چون آن مرد بيمار اين كلام از حضرت نبى المختار شنيد في الفور بحكم آن رسول رب غفور بآن كلمات مصادقت آيات متكلم و مترنم گرديد در همان دم بمجرّد قول اين كلمات و تكلم شافى هر الم او را از آن بليه و الم شفا بخشيده بيغم و هم گردانيد و در ساعت آن مرد چنان چه شتر را از بند عقال مستخلص و بىاثقال گردانيد از بند آن الم خلاصى يافته صحيح و سالم شده از اعتلال تصاريف نكبت دهر بر مثال صحيح گرديد و بعد هذا تا هنگام ارتحال و انقضا هرگز مقرون بعلل جوف و جوارح و اعضا نشد بلكه پيوسته مفروق از علل از يمن دعاى تعليم آن خاتم الرسل بود و تا در ربقه حيات بود مدام با حضرت سيّد الأنام يا با ما بود و ايضا اى يهودى مردى مجذومى از جهينه كه اكثر گوشت اطراف بدن آن شخص ريخته و مقطوع شده بود بخدمت آن رسول ايزد معبود حاضر كردند چون چشم آن مرد بر جمال خورشيد سيماى آن رسول ايزد متعال افتاد شكايت بيغايات از آن بليت نمود در ساعت حضرت نبى المحمود قدح مملو از آب از اصحاب طلب فرمود چون قدح آب حاضر شد دم مبارك بر آن دميد ، بلكه قطره ء چند از آب دهان مبارك خود در آن قدح ريخت و بآن مريض اعطا نمود و گفت تمامى ابدان خود را باين آب ممسوح گردان و چنان كن