الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٥ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
بعجز خود از انشاء آن و اذعان بضعف خود از افناء آن نمايند و حضرت ايزد تعالى بعد از افناء دنيا چنانچه قبل از ايجاد دنيا تنها بود و هيچ چيز با او نبود بعد از افناء آن نيز به همان مثابه و عنوان خواهد بود بىوقت و زمان و به غير احيان و مكان ، و چون دنيا فانى نبود آجال و اوقات و شهور و سنين و ساعات نيز زايل و معدوم گردد در آن حال بغير ذات حضرت واحد قهار هيچ چيز باقى و پايدار نخواهد بود ، و مصير و مرجع تمامى امور به حضرت رب غفور است ، و اصلا هيچ امر از امور قدرت چنانچه قبل از ايجاد ، و فطرت نبود در هنگام فناء و زوال نيز ممانعت نيست ، زيرا كه اگر اشياء را قدرت امتناع از اطاعت حضرت جلت قدرته و عظمته بودى هر آينه بايستى باقى و بر دوام بودى و قبول زوال و فنا ننمودى و در هنگام ايجاد و فطرت اشياء هيچ شىء سبب صنع و ايجاد خود و باقى اشياء نبود ، و بعد از خلق و ايجاد اشياء نيز چيزى سبب ندامت و پشيمانى حضرت معبود نبود تا آنكه معدوم و فنا نمايد و تكوين و ايجاد دنيا بواسطه تشييد سلطانيت خود ننمود و نيز خلقت دنيا و ما فيها به جهت زوال و نقصان ذات فايض البركات نفرمود تا بعد از ايجاد آن تمام و عيان گردد ، و نيز ايجاد دنيا بواسطه استعانت خود بر كسى كه شبيه و نظير او باشد ننمود و يا بواسطه احتراز بايجاد آن از ضد خود و كسى كه محارب او باشد نيز نفرمود و همچنين ايجاد دنيا بواسطه ازدياد شوكت و جلالت در ملك خود ننمود و نيز ايجاد دنيا به جهت كثرت و زيادتى خود بر شريك خود نفرمود يا آنكه ايجاد دنيا بواسطه ء وحشتى او را حاصل بود به جهت رفع و دفع آن خلقت و ايجاد دنيا نموده و بعد از استيناس خود رفع وحشت آن را فانى