الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٣ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
تو نيستى .
ابو بكر گفت : حاجت تو چيست ما را به مطلب و مرام خود اعلام نماى تا به انجاح و انجام مقرون گردد ؟
راهب گفت : يا شيخ من از بلاد روم و از سكنه ء آن مرز و بومم و با يك بختى موقر از ذهب و فضه بواسطه ء سؤال مسأله چند كه در انجيل آن را تعليم و تحصيل نمودم آمدم ، اگر مرا بجواب آن مفتخر و اعلان گردانى مال را تسليم شما نمايم و به هر چه مأمور گردانى اطاعت شما فرمايم و شما اين مال را در ميان خود پخش و صرف نمائيد ، و اگر عاجز از جواب سؤال من گردى و موفى بسعادت و اقبال آن نگردى من با مال خود مراجعت و معاودت به امانى و آمال بمسكن اصلى و موطن جبلى خود با كمال سرعت و استعجال نمايم و يك ساعت بلكه لمحه در ميان شما جهال درنگ ننمايم .
ابو بكر گفت : اى نصرانى ، آنچه از مسائل و غير آن دانى سؤال نماى و جواب و صواب آن از من بعنايت واهب بىامتنان بشنو و بعد از آن به هر طرف كه اراده نمائى روانه شو .
راهب گفت : و الله بخداى عالم قسم و به دين عيسى بن مريم قسم است كه تا مرا در اين مجلس و مآب امان از سطوت خود و اصحاب ندهى ، بلا شبهه و ارتياب افتتاح كلام و اظهار مرام خود در هيچ باب ننمايم .
ابو بكر گفت : اى نصرانى تو در محل امانى بايد كه خاطر خود جمع گردانى و خود را بهيچ نوع متوهم و مضطر نگردانى ، بگوى آنچه دانى ، و اراده سؤال و در صدد تحقيق آنى .