الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٥ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
آن مرتكب و متكفل اين تعب و زحمت گردى آن نبى الرحمه در جواب امت ميفرمود كه من مثل شما نيستم و پيوسته من بظل عنايت حضرت مهيمنم هر گاه خواهد مرا ايزد وهاب طعام و آب دهد و آن حضرت چندان گريستى كه مصلاى ايشان از آن تر شدى از ترس خداى عزّ و جلّ با آنكه ذنب و جرم با آن خاتم الرسل نبود .
يهودى گفت يا امير المؤمنين ( ع ) اين عيسى بن مريم بزعم قوم او در ايام صبوت متكلم گرديد . امير المؤمنين على عليه السّلام گفت :
اى يهودى نصارى آنچه در باب تكلم مسيح ابن مريم در مهد ميگويند صادقند و در آن خلافى نيست اما محمد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم چون از ماجده ء والده متولد گرديد و بزمين رسيد همان دم آن مبارك قدم دست چپ بر زمين زد و دست راست بسوى آسمان برداشت و لبهاى مبارك خود را آن برگزيده ايزد مجيد بتوحيد آفريننده ء بىمنت متحرّك گردانيد و از دهان آن سيد الانس و الجان نورى ساطع و لامع گرديد كه همگى اهل مكه قصور و دور بصرى شام و حوالى آن را بالتمام بنظر درآوردند صاحب صحاح اللغة نقل كرد كه بصرى موضعيست در ولايت شام كه سيوف بسيار خوب در آن محل بانجام رسد و نسبت سيف بآن مكان دهند و سيف بصرائى گويند . و نيز اى يهودى قصرها و سراهاى حمير و حوالى و نواحى آن از اراضى يمن مرئى و منظور اهل مكه در وقت تولد از لمعان نور آن رسول مهيمن گرديد و نيز از پرتو نور آن رسول رب غفور دور اصطخر فارس و ساير عمارات ولايات شيراز و حوالى آن منظور سكان مكه گرديد و تمامى جهان در شب