الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤١ - فصل ذكر بيان احتجاج حضرت فاطمه بنت رسول ايزد تعالى و تبارك بر قوم در وقت منع ضياع فدك
و نيز ايزد عزيز ميفرمايد : * ( إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَالأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ ) * زعم و گمان شما چنانست كه مرا نصيب و بهره ء منزلت از پدرم نيست بلكه صله ء رحم ميان من و حضرت نبىّ الأكرم منتفى است پس حضرت خالق البرايا أحكام ميراث را مخصوص شما نمود و پدرم را از آن حكم اخراج مينمود آخر حقيقت اين أمر بر من بيّن و ظاهر بايد نمود يا أهل بيت از يك ديگر ميراث نميبرند و حكم آيه ء كلام ملك علَّام منسوخ و مضمحلّ شد يا من و پدرم از يك ملَّت نيستيم آيا بخاصّ و عام آيه ء كلام ملك علَّام پدر شما أعلم از پدر و ابن عمّم خواهد بود .
پس آنگاه بضعه ء حضرت رسول الله متكلَّم باين مثل ساير مشهور در ميان عرب گرديد كه چون شتر راحله بار دار در مهار و قطار است البتّه در مخافت آن هشدار زيرا كه چون شتر بىمهار شود از قطار جدا ماند ، و وعده ء ملاقات تو با او در روز خسرانست .
اى أبو بكر ايزد حكم عدل نيكو خداى عادل و شاهد با دل محمّد رسول كافل است و موعد قيامت است كه ساعت ظهور تبع غرامت أهل باطل است در آن وقت پشيمانى وسيله ء مرابحت آخرت نشود و تمامى خير و خوبى موعود در آن روز ظاهر شود بعد از آن تلاوت اين آيت نمود كه : * ( لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ) * * ( مَنْ يَأْتِيه عَذابٌ يُخْزِيه وَيَحِلُّ عَلَيْه عَذابٌ مُقِيمٌ ) * .
يعنى : همه چيز كه در سابق مستقرّ شده بزودى در آن روز معلوم و ظاهر شود و كسى كه در نزد مالك روز شمار و حساب مستحقّ عذاب و عقاب بود بيقين بوصول آن مجزى و بحلول آن در دوزخ مقام و مأوى نمايد .
پس از آن نظر بجانب أنصار سيّد الأبرار كرده گفت : اى معشر نقباء