الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٩٩ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
سعى و اهتمام ميفرمايند و حضرت رب العزت در ايجاد فطرت نمله محتاج به قادر ديگر نگشته و در خلقت آن از غير اعانت نجسته است ، و اگر تو اى بنى آدم در محلى كه نهايت فكر عميق تحقيق و غايت عقل تحقيق تو باشد تفكر و تعقل نمائى هر آينه بحقيقت غايات آنچه ترا دلالت و ارشاد نمايد مستقيظ و متقين گردى ، و واقف و عالم شوى بر آنكه فاطر نمله همان فاطر و موجد نحله است بجهت وقت تفصيل هر چيز و بكنه غموضات اختلاف هر زنده تميز و همه امر بزرگ و صغير و ثقيل و خفيف و قوى و ضعيف در نزد خداى لطيف بارى بىشبه مساوى است ، و همچنين در نزد رب العالمين آسمان و هوا و باد و آب بلا شبه و ارتياب متساوىاند ، بايد كه بنى آدم نظر از روى فكر و علم بسوى شمس و قمر و ساير نباتات و شجر و آب و خاك و حجر نمايد و بحقايق هر يك آنها كما هو تفكر و تصور فرمايد كه به چه نوع از عدم بر منصه ء ظهور ظاهر گشتند ، و در اختلاف ليل و نهار و انفجار انهار و تفاوت هر يك بساعات بحساب و شمار كه بغايت بسيار است نمايد و تفكر در كثرت جبال و درازى آن باقلال و اختلاف السنه و تفرق لغات هر محال خلايق احوال نمايد تا منكر آثار حضرت پروردگار نگردد فالويل ، پس چاه ويل جحيم و عذاب اليم مقرر از براى منكر قدرت مقدر و بجهت جاحد حضرت قادر مدبر است .
بنى آدم از جهت عدم تدبر از روى فهم و علم گمان كرده اند كه آنها مانند حشيش نباتاتاند كه اصلا ايشان را زارع مخترع و اين مختلفات صور انسان را صانع و مبدع بين و ظاهر نيست .
زهى كه تصور باطل ، زهى خيال محال ، بلكه زعم آن طايفه بيرويت