الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩٥
از حضرت ملك تعالى بما نازل شد و تأويلات اين آيات با بركات چنين است تأويل و تنزيل آنها را بمن تعليم و تفهيم مينمود .
در آثار ائمة الأبرار عليهم سلام الله الملك الغفار آمده كه : روزى حضرت امير المؤمنين على عليه السلام در محضر اهل اسلام خطبه ادا مينمود در اثناء آن فرمود : كه ( سلونى قبل ان تفقدونى ) سابقا معنى كلام صدق التيام آن امام الأنام سمت تحرير و انتظام يافت كه آن حضرت فرمود :
كه هر نوع در هر باب و احوال كه در ضماير و خواطر شما مكنون و - مستتر است از من استعلام و استفهام نمائيد بخداى عالم مرا قسم است كه شما اگر از من سؤال كنيد از احوال جماعت كه از آن گروه مثلا اگر صد نفر گمراه شوند و صد نفر آن فئه هدايت و ارشاد يابند هر آينه من شما را آگاه و مطَّلع گردانم بر يكى كه آواز بكفر بردارد و بآن كه خود را بسلسله اهل اسلام منخرط گرداند تا روز قيامت شما را بآن دو طايفه ارشاد و دلالت نمايم در آن اثر شخصى از آن محضر بپاى خاست و گفت :
يا ابا الحسن مرا خبر از طاقه ء موى ريش و سر من نماى كه چند عدد است ؟
حضرت ولى ايزد سبحان چون اين سخن از آن اعمى نادان شنيد گفت :
و الله بخدايتعالى مرا سوگند است كه خليل من حقيقت سؤال تو از اين بىرويت را بمن حديث و حكايت كرد و مرا اعلام نمود كه در هر طاقه ء موى سر تو ملكى است كه ترا لعنت كند و در هر طاقه ء موى ريش تو نيز شيطان است كه ترا بفزع و بفال بدزدن و بگفتن سخنان شوم مأمور ميگرداند و در خانه ء تو بزغاله ايست كه فرزند رسول خداى را بقتل رساند و نشان آن مصداق