الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٧ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
گفتند : نه .
گفت : شما را بحضرت خداى تبارك و تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه بواسطه ء نصرت او حضرت نبىّ الرّحمه قبضه ء از تراب برداشت و بر روى كفّار كه با او در جنگ و پيكار بودند انداخت و بمجرّد وصول تراب بر وجوه بىشكوه آن فجّار انهزام اختيار كردند و گريختند غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه ملائكه در روز جنگ احد باعانت و مدد او بودند تا آنكه تمامى مردمان از ميدان برون رفتند غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى غنىّ واحد قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه جنّت حضرت واهب بيمنّت مشتاق رؤيت او باشد بغير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه حضرت سيّد البريّات در هنگام وفات او را در نزد خود حاضر نمود غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه غسل رسول خداى مهيمن و دفن و كفن او كرده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تبارك و تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه وارث سلاح رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و انگشترى آن حضرت از