الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤١١ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
گردند از فضايل و كمالات و از فواضل حالات ما حرف بيان ننمائى و نيز امر نمايم ترا بآن كه كافران و منافقان را بدوستى نگيرى و بآن طوايف اگر اظهار موالات و اتحاد نمايند بسمع رضا و قبول نپذيرى زيرا كه كافران هرگز اولياء مؤمنان نگردند و مؤمنان نيز آن طايفه را بدوستى نگيرند الا آنكه از روى تقيّه و ضرورت باشد چه تقيّه در دين سيد المرسلين واقع و جايز است چنانچه در كلام ربّ العالمين اشارت بر آن است كه * ( لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الله فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً ) * الآيه ، ازين آيه وافى هدايت ظاهر گردد كه اگر ترا ملجأ گردانند و مخوف گردى بنفس يا بمال بر آنكه اعداى ما را تفضيل و رجحان دهى به ما يا اظهار برائت از ما ائمه البريه از ترس و خوف امت نمائى ترا جايز و رخصت است و ترا ترك نماز و عبادت حضرت بىنياز كه بر تو واجب و لازم است در هنگام ترس جان با گرفتارى بعاهات و آفات و غير آن جايز است زيرا كه اگر تو در هنگام خوف و ضرورت غير را تفضيل بر ما ائمه البريت و اولياء ربّ العزت نمائى اصلا از آن نفعى باصحاب ضلالت و ضررى بما ارباب ارشاد و هدايت نرسد و از اظهار برائت و عداوت تو از روى تقيت از ما سبب قدح و ضرر و نقصان اولياى حضرت واحد اكبر نگردد آنكه تو يك ساعت بلسان اظهار برائت از ما نمائى و در دل و جان موالى و محب ما و خاندان باشى و روح تو باقى ماند كه قوام موالات و دوام بندگى و طاعات بآنست و مال تو محفوظ گردد كه قيام محبت بآن و جاه تو بجاى و آرامگاه خود قرار گيرد كه تماسك مودت و محبت و يارى و نصرت مبتنى و مرتبط بآنست و كسى كه تو معروف باو يا