الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٤٥
نوعى كه يهود عاقبت نامحمود و نصاراى مختلفة الاقوال و الآراء بعد از وفات موسى و عيسى عليهما سلام الله تعالى تورات و انجيل و تحريف كلمات از بعضى مواضع آن دو مرقومه منزله ربّ جليل از روى تبديل نمودند اين طايفه بر تمنّى و ترجّى تحصيل مآل امر باطل ايشان ارتكاب و اقامت بر تمرّد و مخالفت از روى كين و عداوت تحريف بعضى كلمه و آيت نمودند و اراده اين دو طايفه از امم لاحقه و امم انبياى سالفه آن بود كه اطفاى نور خداى غفور كنند ليكن چون اراده ء واجب الوجود بر خلاف مراد و خواهش اين دو طايفه بود لهذا آن جماعت بمطلب و مراد خود مسعود نشدند چنانچه در قرآن فرمود كه * ( يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ الله بِأَفْواهِهِمْ وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * يعنى آن جماعت در كتاب مستطاب حضرت عزيز وهّاب چيزى كه مالك الرقاب نفرمود و نگفت آنها مرقوم و مثبت گردانيدند تا بر خليفة حقيقت امر وقت مشتبه و تلبيس گردد اما حضرت ربّ العزّة ديده ء بصيرت و دلهاى باقساوت آن ارباب مخالفت را به غشاوت عمى و ظلمت پوشانيد نوعى كه بقدرت خود در حدس و تفرس ايشان كمال نقصان ظاهر و عيان گر - دانيد تا آنچه در قرآن لازم الإذعان احداث كردند چون از روى تفرس و حذاقت و رويت و فطانت در احداث تحريف آيت و تغيير كتابت ننمودند همين كه اصحاب درك و معرفت و ارباب شعور و فضيلت از روى رويت نظر بر آيت و كلمه كه در آن تحريف يا تغيير شده نمايند در ساعت بر حقيقت دروغ بيفروغ و لباس التباس آن تبعه ء شياطين خناسى و بر كتمان حقايق آنچه آن غوات جهلائى از ازل الباس از روى آز و هوس نفس وسواس از آنچه تغيير و احداث نمودند عالم