الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٠ - فصل ذكر بيان احتجاج ابىّ بن كعب در باب ولايت حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بمثل آنچه سلمان احتجاج بايشان نمود
شاه ولايت أمير المؤمنين على عليه السّلام داشت مؤدّى گردانيد در آن مكان و محلّ عبد الرّحمن بن عوف و أبو عبيده بن الجرّاح و معاذ بن جبل هر سه بر پاى خواستند و گفتند : يا أبىّ گوئيا تو فاسد العقل گشتى يا جنّيان بتو دخل كردند اين چه نوع سخنان بىاصل و بنيان است كه مذكور كردى .
في الفور أبىّ بن كعب گفت : فساد عقل و جنون با شما است كه در مخالفت قول رسول بيچون مقرّر گشتيد بدرستى كه من روزى در نزد حضرت سيّد البشر حاضر شدم ديدم حضرت با كسى در تكلَّم است و از شخصى به من ميترسيد ليكن گوينده ء مرئى من نشدى و روى او را نديدمى در آن أثنا شنيدم كه آن كس بحضرت نبىّ المقدّس خطاب نمود كه : يا رسول الله تعالى آنچه من شما را بآن خطاب و اعلان در باب فلان فرمودم بايد كه او را نصيحت بواسطه ء ذات فايض البركات خود بجهت تمامى امّت موعظت نمائى او را بجميع شرايع أحكام و آداب سنّت خود واقف و عالم گردانى ، و او را وصىّ خود و خليفه ء همگى امّت نمائى .
در آن زمان حضرت رسول آخر الزّمان گفت : اى عزيز امّت مرا چون مىبينى با اطاعت أمر و حكم او بعد از من مىنمائيد و مطيع و منقاد او در اجرا و أحكام أوامر و نواهى ايزد علَّام ميگرديد بعد از غيبت من يا نه ؟
گفت : يا محمّد أبرار امّت تو اطاعت و متابعت نمايند امّا جميع فجّار امّت طريقه مخالفت را مرعى و مسلوك دارند ليكن بايد كه ذات شريف شما به واسطه ء حركت امّت و اظهار مخالفت ايشان بآن ولىّ ايزد منّان متألَّم و محزون نشود زيرا كه امم أنبياى سابقين با أوصياى پيغمبران زمان پيشين نيز چنين كردند .