الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٤ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول مجتبى كساء خود را برو و بر زوجه و فرزندان او پوشيده و بعد از آن اين دعا در حقّ ايشان فرموده كه : ( اللَّهمّ أنا و أهل بيتى اليك لا الى النّار ) غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تبارك و تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه در هنگامى كه رسول مختار بغار در پناه ايزد غفّار بود طعام و أخبار أشرار باو ميرسانيده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بحضرت واهب عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت پيغمبر ( ص ) باو خطاب از روى كمال مرحمت و احسان مستطاب فرموده كه : هيچ سرّ و نجوى نيست الَّا آنكه در نزد تو ظاهر و عيان است غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بحضرت خداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم باو گفته باشد كه تو برادر و وزير من و صاحب من در أهل منى غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم باو خطاب مستطاب