الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٦ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه در شأن ايشان اين آيه ء وافى هدايت قرآن نازل شده باشد كه : * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ) * بغير از من هيچ أحدى اين صدقه داده ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول ( ص ) براى او فرموده باشد كه هر كسى كه سبّ و دشنام على كند چنان است كه سبّ من نمايند و هر كه مرا دشنام و سبّ نمايد چنانست كه ايزد واهب را سبّ نمايد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم است كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم باو خطاب فرموده باشد كه منزل من در جنّت مواجه منزل تست غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بواسطه ء او فرموده باشد كه مقاتل تو مقاتل خداى عادل و دشمن تو دشمن ايزد مهيمن است غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى قسم ميدهم كه آيا در ميان شما كسى هست كه در فراش حضرت رسول ( ص ) در هنگام سير آن سيّد البشر بجانب مدينه با سكينه خوابيد و آن بزرگوار را از أذيّت مشركين أشرار كه اراده ء قتل آن سرور