الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥١٠
عقاب الله تعالى و تعظيم حضرت نبىّ الورى نسبت دروغ بخداى عالم و رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم روا و مسلَّم ندارد و آنچه از حضرت رسول ( ص ) شنيد هيچ گونه ابهامى بر او ظاهر و پديد نشد بلكه آنچه مسموع او شد كما هو حقّه حفظ نمود پس آنچه از نبىّ المجيد شنيد بلا زياده و نقصان بمعشر مردمان بيان و عيان ميگرداند و كما ينبغى و يليق حكم و أمر آن را بخلقان ميرساند و اين شخص استماع ناسخ نمود و بدان عمل كرد و حفظ منسوخ فرمود و از آن اجتناب و احتراز نمود و محكم و متشابه را شناخت ، لهذا هر يك آن را بموضع خود مقرّر داشته خود را در نباخت و بحال كلام خاصّ و عامّ حضرت سيّد الأنام معرفت تمام پيدا كرد و بسيار بود كه كلام معجز نشان نبىّ الاكرم را دو طرف خاصّ و عامّ بود و بسا بود كه آن كلام مسموع عام ميشد و او نميدانست كه حضرت ملك العلَّام و نبىّ الأنام را از آن كلام مطلب چه و مرام كدام است لهذا آن كس در تيه حيرت مستهام مانده پس چون سامع بحقايق كما ينبغى و يليق آن مطَّلع نيست و معنى و مقصد آن را نميداند كه بجهت كدام أمر آن كلام از حضرت سيّد البشر سانح و صادر گرديد فلهذا آن را براى ما موجّه كه عالم بمعرفت وجه آن نيست توجّه خلاف واقع ميكند پس اگر در اين صورت آن شخص خود يا ديگرى عمل كند و اينست و هر كس از أصحاب رسول ايزد متعال را قدرت و حال فهم و دريافت كلام آن نبىّ با عزّ و اقبال نبود لهذا جمعى بودند كه دوست ميداشتند كه اعرابى و سكنه ء باديه مكَّى يا طارى و كسى كه از شهر ديگر باشد بخدمت سيّد البشر آمده سؤال كند تا ايشان نيز از آن رسول آخر الزّمان أحاديث و سخنان بشنوند و از خرمن احسان توشه دو جهان حاصل نمايند امّا من كه ولىّ حضرت مهيمن و وصىّ رسول ذو المنن و أبو السّبطين الحسين و الحسن ام از آيات و