الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٨ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام بر آن كسى كه قايل است بآن كه امراض بمعالجه ء اطبا صحّت يابد نه به شفاى حضرت ايزد تعالى
آن گران شد مردم دست برطب دراز كرده تناول مىنمود .
باز يونانى گفت يا ابا الحسن التماس و استدعاى آيه و نشان ديگر از شما دارم كه در پيش من اين آيه و نشان احب است از جميع معجزات سابقه و نشانهاى سالفه . امام الأنام گفت : يا يونانى آن كدام است ؟
گفت : يا ابا الحسن استدعا چنان است كه درخت خرما سر خود را بزير آرد تا خوشه هاى آن پيش دست ما باشد بنوعى كه اگر يك دانه خرما از دست راست اخذ نمائيم دانه ء ديگر كه در پهلوى آن باشد توانيم آن دانه خرما با دست چپ از درخت اخذ نمود ظاهرا مطلب يونانى آن بود كه چيدن خرما بهر دو دست براى ما بسهل و آسانى ميسر گردد حضرت امير المؤمنين ( ع ) گفت : يا يونانى دست خود را بجانب آن خرماى كه هوس و آرزوى - چيدن آن دارى دراز كن و اين كلمات دعا بحضرت بىنياز آغاز نماى كه يا مقرّب البعيد قرّب يدى منها يقين حضرت مجيب الدعوات دست ترا بآن ثمر رساند و چون از دست ديگر اراده كنى كه خوشه خرما فراگيرى در وقتى كه دست بسوى خوشه دراز نمائى زبان باين دعا جارى فرماى كه يا مسهل العسير سهل لى تناول ما يبعد عنى منها در ساعت يونانى بحكم على عمرانى لسان بدعاى مهيمن ربانى جارى و سارى گردانيد در حال دست راست او آن مقدار دراز گرديد كه بخوشه خرما رسيد و خوشه ء ديگر از درخت خرما ساقط گشته بر زمين افتاد و چوب آن خوشه دراز شده مانند نهال در پيش حكيم يونانى راست بايستاد پس آنگاه حضرت ولى الله گفت : اى يونانى اگر ايمان بيگانگى حضرت واهب سبحانى نيارى و محمد عدنانى را رسول به حق و فرستاده او ندانى و ازين خرما تناول نمائى خداى عز و جل بىشبه ترا مبتلا ببلاى معجل و گرفتار بعقوبت مستعجل گرداند بنوعى كه عبرت هر عاقل و جاهل و نشانه براى هر عارف و كامل گردد . يونانى گفت اگر من بعد از رؤيت اين معجزات و آيات و نشان و دلالات از شما بر كفر و ضلالات باقى