الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٦ - ذكر بيان احتجاج امير المؤمنين على عليه السّلام بر بعضى از احبار يهود
عمله ) خداى عز و جل همان قصد خير او را بواسطه او در ديوان عملش يك فعل خير مسجل گرداند و اگر بعد از نيت و عزم آن بنده ايزد عالم آن فعل خير را بعمل آرد حضرت واهب لم يزل بجهة آن يكحسنه بذريعه ء * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها ) * ده حسنه در ديوان عمل او مكتوب و مرقوم گرداند .
يهودى گفت :
يا ابا الحسن حضرت ايزد علام بموسى عليه السّلام ابر و غمام عنايت كرده مقرر داشتند كه بر سر آن حضرت سايه مىانداخت و بهر جاى كه آن حضرت كليم عليه التحية و التسليم ميرفت آن ابر بامر عز و جل بر موسى ( ع ) مستظل بوده ميرفت امير المؤمنين على عليه السّلام گفت :
يا يهودى آنچه در باب استظلال موسى ( ع ) بغمام بحكم حضرت ايزد علام گفتى چنان بود و در آن خلافى نيست اما اين احسان قادر سبحان نسبت بموسى ( ع ) در همان تيه بود كه جميع بنى اسرائيل در آن مكان متحير و سرگردان بودند ليكن قبل از استقامت موسى ( ع ) با امت در تيه و بعد از استخلاص از آن مكان آن ابر و غمام هرگز بموسى ( ع ) نبود آنچه حضرت غنى واحد بحضرت محمد ( ص ) اعطا و احسان نمود بمراتب از آن افضل و ازيد بود زيرا كه از روزى كه نبى الامجد از مادر متولَّد گرديد ايزد مجيد ابرى را مقرر گردانيد كه پيوسته بر سر مبارك او مستظل بود تا آنكه روح پرفتوحش مقبوض گشته * ( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ) * ساكن و متوطن گرديد و اين احسان بيقين ازيد از احسان و اكرام موسى ( ع ) نبى ربّ العالمين است يهودى گفت :