الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧ - ذكر بيان احتجاج حضرت أمير المؤمنين حيدر بر أبى بكر و عمر
مسلمانان كه دعواى آن مكان دارند از ايشان گواهان طلب بايست نمود نه از حضرت فاطمه بنت نبىّ المحمود چنانچه از من در هنگامى دعوى بر مسلمان طلب گواهان نمود .
أبو بكر چون جواب حضرت ولايتمآب نداشت مهر سكوت و خموشى بر لب گذاشت ، عمر گفت : اى علىّ از أمثال اين قيل و قال بگذر و ما را بخداى بحال ما بگذار زيرا كه ما را قدرت حجّت و الزام و قوّت لجاجت و ابرام با شما نيست اگر فاطمه بنت الرّسول ( ص ) شهود عدول بر طبق دعوى و قول خود بگذراند بغير او هيچ أحدى را قدرت نباشد تصرّف در فدك نمايد و الَّا بيگمان آن مكان داخل فىء مسلمانان و غنايم ايشان است و بىشبهه و شكّ مطلق تو و فاطمه را در فدك حقّ نخواهد بود . أمير المؤمنين حيدر در آن دم روى تكلَّم بسوى أبى بكر آورد و گفت : اى أبا بكر آيا تلاوت قرآن ايزد علَّام مينمائى ؟
گفت : بلى ، حضرت ولى الله گفت : اى أبى بكر از تفسير و معنى آيه ء جلادت پايه « * ( إِنَّما يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً ) * » مرا خبر ده كه اين آيه در حقّ ما منزل گشته يا در باب شما و ساير أصحاب نازل شده ؟ أبو بكر گفت : بىشبهه و گمان آيه در شأن عاليشأن شما أهل بيت رسول آخر الزّمان نازل است و اگر كسى خلاف اين گويد آن عين كذب و بهتان است ، أمير المؤمنين حيدر گفت : بالفرض اگر شهود در حضور شما شهادت بر صدور فاحشه از حضرت فاطمه بنت سيّد البريّه دهند شما در آن باب در اجراى أحكام شرع از اقامت حدود بر آن بضعه ء رسول ايزد معبود محمود و صواب ميدانيد يا ترك اقامت حدود و أحكام شرع نسبت بآن مطيعه ء حضرت وهّاب را وسيله أجر و ثواب خود مىشماريد ؟ أبو بكر گفت : چنانچه