الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧٩
محال از روى سعى و استعجال نمودند و مردم را از بيعت حضرت نبى ايزد متعال و عهدى كه بآن حضرت در باب اوصياى آن برگزيده ذو الجلال كرده بودند بحال ديگر انتقال نمودند :
و در انجام مطالب و مرام و در اتمام آن مهام هيچ امرى و تأكيدى ابلغ در انصرام و داعى و خواهش نفس نافرجام خود از تنفير و گريزانيدن انام از موالات وصى آن نبى الاكرم ندانستند لهذا مردم را از وصى نبى المشكور ردّ و از متابعت او مصدود و مهجور گردانيدند بلكه امت را بعداوت و بغض او اغرا و دلالت كردند و قصد تغيير و تبديل كتاب حضرت ايزد وهاب كه حضرت رسالتمآب بايشان آورده نموده تحريف و اسقاط فضل اولو الفضل اولياى عزّ و جلّ و اوصياى خاتم الرسل و حذف آنچه دلالت بر كفر ارباب كفر و جمعى ديگر كه موافقت بآن ظلمه در بغى و ظلم و جور و ستم كرده اند نمودند ليكن حضرت رب العباد واقف و عالم بر حقايق احوال اهل عناد و ظلم و الحاد و عتو و افساد اصحاب فساد بود چنانچه فرمود :
كه * ( إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا ) * يعنى آن جماعت كه در آيات ما ميل بالحاد و فساد مينمايند حال آن خاينان بر ما مستور و پنهان نيست و نيز عزّ و جلّ در محل ديگر ميفرمايد :
كه * ( يُرِيدُونَ أَنْ يُبَدِّلُوا كَلامَ الله ) * و بعد از وفات حضرت رسالت مآب كتاب مالك الرقاب كامل مشتمل بر تأويل و تنزيل و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ بنوعى كه جبرئيل امين الوحى ايزد وهاب آورده بود و اصلا يكحرف از حروف تهجى آن كلام مثل الف و لام و غيرهما ساقط نبود چون نزد آن