الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٠٨ - فصل ذكر احتجاج أمير المؤمنين على عليه السّلام بر قوم بعد وفات عمر بن الخطَّاب در هنگامى كه أمر خلافت بموجب وصيّت بشش نفر بشورى مقرّر گشت
روى احسان و موهبت يافته باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى تعالى سوگند ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت پيغمبر ( ص ) طلاق زنان خود را بدست او مقرّر كرده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را قسم ميدهم بخداى تعالى كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه حضرت نبىّ الرّحمه او را بر دوش مبارك خود سوار گردانيده باشد كه ببالاى بام بيت الله الحرام بواسطه ء كسر أصنام رفته باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را قسم بذات خداى عالم ميدهم كه آيا در ميان شما أحدى هست كه منادى حضرت ايزد أكبر در روز جنگ بدر بنام او ندا كرده باشد كه لا سيف الَّا ذو الفقار و لا فتى الَّا على غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا در ميان شما هيچ أحدى هست كه با حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم أكل مرغ بريان كه بهديّه براى آن نبىّ آخر الزّمان آورده بودند كرده باشد غير از من ؟
گفتند : نه .
گفت : شما را سوگند ميدهم بخداى قادر عالم كه آيا در ميان شما كسى هست كه حضرت سيّد البريّه باو خطاب مستطاب فرموده باشد كه صاحب علم و رايت من در دنيا و آخرت توئى غير از من ؟