الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠١ - ذكر بيان احتجاج حضرت امير المؤمنين على ( ع ) در خطب كه مؤدى فرمود از آنچه متعلق بتوحيد خداى مجيد و تنزيه او است
حضرت بىنياز بزمين نياز گذارند و اطاعت حضرت ايزد عالم از روى ضعف و سلم و انقياد امر او از ترهيب و خوف ايذا و الم نمايند و همه طير مسخر امر واحد كبير است و قادر خالق محصى ريش صغير و كبير هر طير است ، و خداى اقدس عالم بعددست نفس هر طير خواه در صحرا و خواه در قفس است ، و قوايم طيور را ايزد غفور ثابت و قايم بر دريا و به زمين خشك گردانيد و مقدار قوت هر يك از طاير بحر و بر بتقدير مهيمن قادر مقدر و مقرر است ، و احصاى اجناس اقوات نيز بنزد حضرت رزاق الموجودات مستمر و مستقر باشد هر يك از طاير موسوم و مشتهر است ، چنانچه اين يك كلاغ و آن عقاب و اين كبوتر و آن شتر مرغ هر يك و هر كدام آن را عزيز علام بنام خواند و كفيل رزق همه طاير بلكه ساير موجودات به تمامى بحسب ظاهر است و غيم و سحاب ثقال يعنى ابر پرمطر سيال به امر قادر متعال متحرك بهر محال گردد تا در آن مكان و محال كه بحكم حضرت ايزد لا يزال بباريدن آن محال مقرر گشته ببارند و زمين خشك را تر و تازه نمايند تا نباتات و خضرويات آن را بروياند . بر ارباب فضل و حال و اصحاب علم و كمال واضح و لايح است كه خطب حضرت امام العجم و العرب ، آنچه در ديوان كه منسوب بآن اسد الله الغالب است و در نهج البلاغه و كتاب خطبة البيان و در بعضى از كتب ديگر مشهور و مسطور است بغايت بسيار است ، و علامه العلماء و افضل الفضلاء ابو على الطبرسى المازندرانى اسكنه الله - في الفردوس السبحانى نبذى از آن را در اين كتاب ايضاح و بيان نمود ، و به واسطه ء كثرت خطب متعرض و ذكر بيان همه آن نشد مروى و مشتهر و منقول و مستطر است كه در عهد ابى بكر جمع كثير از بلاد روم بعزم سير و سفر به